آگهي ازدواج: خانومي هستم تحصيل کرده، زيبا، با موهاي مشکي و بلند، چشم هاي مشکي، اندامي مناسب، کمري باريک، کاملا معاشرتي، داراي آپارتمان و ماشين آخرين مدل و با وضع مالي عالي،که حاضر به ازدواج با هيچ مردي نيستم.... فقط اگهي دادم دلتون بسوزه
+
نوشته شده در شنبه بیست و نهم اردیبهشت 1386ساعت 12:7  توسط آیدا
|
20bar didamet.19 bar behet khandidam.18 bar be man akhm kardi.17 bar az dastam khaste shodi.vali 16 bar dige say kardam va 15 jomle asheghune ra 14 bar be 13 zaban va 12 lahje va 11 ruz va ruzi 10 bar be komake 9 nafar be to goftam.ama to 8 bar ghahr kardi . 7 bar surateto az man bargardundi va man 6 bar barat mordam.5 bar ghorbunet raftam va 4 bar nazeto keshidam .to 3 bar naz kardi va 2 bar khandidi va junamo be lab resundi ta 1 bar begi dustam dariii... ...
+
نوشته شده در شنبه بیست و نهم اردیبهشت 1386ساعت 12:1  توسط آیدا
|
عجب رسمیه ! رسمه زمونه،اس ام اس شده کار شبونه،میرن مسیجا، از اونا فقط ... هزینه هاشووون میمونه به جا!، چی شد اون ترکه؟،جکاشون چی شد؟،خدا میدونه
سه ، دو ، يک ... سوت داور بازي شروع شد دويدم ... دست و پا زدم ... غرق شدم.... دل شکستم ... عاشق شدم ... بي رحم شدم ... مهربان شدم ... بچه بودم ... بزرگ شدم ... پير شدم ... بازي تمام شد ... زندگي را باختم...ولي آخر بهش نرسيدم
اسمان را قسمت کردند:.....تکه اي براي برکه.....تکه اي براي رود....تکه اي براي دريا.....دلم را قسمت کردند:..........تکه اي براي تو....تکه اي براي تو......تکه اي براي تو
تا حالا کفشاتو نگاه کردي ؟؟ دو تا عاشق.دوهمراه که بي هم مي ميرن.با هم خاکي ميشن,بدونه هم زيره بارون نميرن, کاش آدما هم يه کم از کفشاشون ياد بگيرن
+
نوشته شده در شنبه بیست و نهم اردیبهشت 1386ساعت 12:0  توسط آیدا
|
خیال نکن که زندگی همیشه دل شکستنه خیال نکن که تا ابد خاطره هات پیش منه اگه یه روز بخوای بری ، بهت نمی گم که بمون بهت نمی گم عاشقتم ، عاشقتم از دل و جون
سر قبر شخصي نوشته شده بود : کودک که بودم مي خواستم دنيا را تغيير بدهم وقتي بزرگتر شدم متوجه شدم که دنيا خيلي بزرگ است من بايد کشورم را تغيير بدم بعد ها کشورم را هم بزرگ ديدم و تصميم گرفتم شهرم را تغيير دهم . در سالخوردگي تصميم گرفتم خانواده ام را متحول کنم . اينک من در آستانه مرگ هستم مي فهمم که اگر روز اول خودم را تغيير داده بودم شايد مي توانستم دنيا را هم تغيير دهم
ما هميشه صداهاي بلند را ميشنويم، پررنگ ها را ميبينيم، سخت ها را ميخواهيم. غافل ازينکه خوبها آسان ميآيند، بي رنگ مي مانند و بي صدا مي روند
دکتر شريعتي ميگه وقتي نميتوني فرياد بزني ناله نکن!!خاموش باش قرن ها ناليدن به کجا انجاميد؟؟ تو محکومي به زندگي کردن تا شاهد مرگ آرزوهاي خودت باشي
اول به نام عشق، دوم به نام تو، سوم به ياد مرگ. بر لوح شيشه اي قلبت بنويس: يا تو و عشق، يا من و مرگ
گفتي چشمها را بايد شست ! شستم ولي..... گفتي جور ديگر بايد ديد! ديدم ولي..... گفتي زبر باران بايد رفت رفتم ولي ..... او نه چشم هاي خيس و شسته ام را نه نگاه ديگرم را هيچکدام را نديد فقط در زير باران با طعنه اي خنديد و گفت : ديوانه ي باران نديده
زندگي كوتاهتر از آن است كه به خصومت بگذرد و قلب ها گرامي تر از آنند كه بشكنند آنچه از روزگار به دست مي آيد با خنده نمي ماند و آنچه از دست برود با گريه جبران نمي شود فردا خورشيد طلوع خواهد كرد حتي اگر ما نباشيم
نمي دانم که دانست او دليل گريه هايم را؟ نمي دانم که حس کرد او حضورش در سکوتم را؟ و مي دانم که مي دانست ز عاشق بودنش مستم وجود ساده اش بوده که من اينگونه دل بستم
دوست داشتن کساني که دوستمان ميدارند کار بزرگي نيست، مهم آن است آنهايي را که ما را دوست ندارند، دوست بداريم.
چيزي را كه اميد به آن مي بنديم ، در رويا مجسمش مي كنيم ، آرزويش را داريم ، پي آن مي گرديم ، چه بسا چندان دور از ما نباشد . يافتن آن شايد تنها نيازمند انداختن نگاهي به پشت سرمان باشد ، نگاهي به محيط دور و برمان ، آگاهي بيشتر از كسي كه كنار دستمان ايستاده است
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1386ساعت 18:20  توسط آیدا
|
ژاپن
جوان اولي از عشق جوان دومي نسبت به دختر محبوبش متاثر ميشه و خودکشي مي کنه! جوان دومي هم از مرگ همنوع خودش اونقدر اندوهگين ميشه که خودکشي مي کنه! بعدش براي دختر ژاپني هم چاره اي جز خودکشي نيست!
اسپانيا
مرد اولي توي دوئل ، مرد دومي رو از پاي در مياره و با زن محبوبش به آمريکاي جنوبي فرار مي کنن!
انگلستان
دو تا عاشق با کمال خونسردي حل قضيه رو به يه شرط بندي توي مسابقه ء اسب سواري موکول مي کنن! اسب هر کدوم برنده شد ، معشوق مال اون ميشه!
استراليا
دو تا مرد بر سر ازدواج با معشوق مشترک سالها مشاجره مي کنن! اين مشاجره اونقدر طول مي کشه تا يکي از طرفين پير بشه و بميره ، يا از يه مرضي بميره! اونوقت اونکه زنده مونده با خيال راحت به مقصودش مي رسه!
قفقاز
جوان اولي دختر محبوب رو بر مي داره و فرار مي کنه! دومي هم دختر رو از چنگ اولي مي دزده و پا به فرار مي ذاره! باز اولي همين کار رو مي کنه و اين ماجرا دائما تکرار ميشه!
نروژ
معشوقه ء دو مرد براي اينکه به جدال و دعواي اونها خاتمه بده خودشو از بالاي ساختمون مرتفعي ميندازه پايين و غائله ختم ميشه!
آفريقا
قضيه خيلي ساده ست و جاي اختلاف نيست! دو تا مرد ، زني رو که مي خوان عقد مي کنن و علاده بر اون ، بيست تا زن ديگه هم مي گيرن!
مکزيک
کار به زد و خورد خونيني مي کشه و يکي از طرفين کشته ميشه! ولي بعدش اونکه رقيبش رو کشته از دختر مورد نظر دلسرد ميشه و دخترک بي شوهر مي مونه!
آمريکا
حل قضيه بستگي به زن داره و هر کس رو انتخاب کرد با اون ازدواج مي کنه!
ايران
فقط پول موضوع رو حل مي کنه! پدر و مادر دختر مي شينن با همديگه مشورت مي کنن و خواستگاري که پولدار تر و گردن کلفت تره رو انتخاب مي کنن! عاشق شکست خورده اگه توي عشقش جدي باشه يا بايد خودشو بکشه يا رقيب رو از ميدون به در کنه يا افسردگي مي گيره و......
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1386ساعت 13:19  توسط آیدا
|
نعشگی بوی شقایق می دهد/بوی معتادان عاشق میدهد/
من که روزی یک نخودحب می کنم/روزخودبانعشگی شب می کنم/
تل فروشی کارمردان خداست/تل فروش ازخیل معتادان جداست/
شیره یعنی یک بیابان بی کسی!/جان ماازشیره برافلاکها
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1386ساعت 13:16  توسط آیدا
|
۱-هر دو تاشون فکر می کنن جامعه درکشون نمی کنه !
2-هر دوشون می تونن ۲۰۰۰۰۰ تومان رو در ۲ ساعت خرج کنند!
3-به دو تاشون اگر رو بدي سوارت ميشن!
4-هردوتاشون با والدينشون دعوا و درگيری دارند!
5- مهمترين ويژگی هر دوتاشون تغيير شخصيتشونه!
6-دو تا شون در ظاهر دشمن خونی جنس مخالف هستند اما در باطن دلشون واسه جنس مخالف غش و ضعف ميره!
7-دو تاشون از دروغ متنفرن اما هيچ وقت حرف راست نمی زنند
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1386ساعت 10:7  توسط آیدا
|
baba 10met garm,
9karetim,
8tablakotim,
7tire babatim,
6she mashinetim,
5jere khonatim,
4keretim,
3loolaye vojoodetim,
2roshkatim,
1kam maro daryab
برای نقد کردن چکی که رویش نوشته شده بود :دوستت دارم تمام شهر رو زیر پا گذاشتم نمیدونم شاید روزی نمایشگاهی برپا کنم از این ...چکهای بی محل در وجه حامل
__________________
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1386ساعت 15:17  توسط آیدا
|
هميشه وقتي گريه مي كني ، اوني كه آرومت مي كنه دوستت داره ، ولي اوني كه باهات گريه مي كنه عاشقته
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1386ساعت 13:29  توسط آیدا
|
به اندازه گل دوستت ندارم زيراگل پژمرده مي شود,به اندازه عمرم دوستت ندارم شايدعمرم كوتاه باشد,به اندازه آسمان دوستت دارم چون پاياني ندارد
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1386ساعت 13:24  توسط آیدا
|
وقتي كه بارون مياد هر چند تا قطره كه تونستي بگيري منو دوست داري و هر چند تا كه نتونستي بگيري من تو رو دوست دارم
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1386ساعت 13:24  توسط آیدا
|
۱۰ شاخه ي گل برات ميفرستم ۹ تا طبيعی آخريش مصنوعی يه كارت مي زنم بهش كه روش نوشته: تا وقتی آخرين گل پژمرده بشه دوستت دارم.
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1386ساعت 13:23  توسط آیدا
|
به همه لبخندبزن ، اما براى يكى بخند ، همه را دوست داشته باش ،اما به يكى عشق بورز، درقلب همه باش ،اما يكى در قلبت باشد
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1386ساعت 13:13  توسط آیدا
|
سرتو بذار رو شونه هام خوابت بگيره...
جاخالي ميدم بخوري زمين حالت بگيره!
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1386ساعت 13:12  توسط آیدا
|
آدما مثل كتابن از روي بعضي ها بايد مشق نوشت ... از روي بعضي ها بايد جريمه نوشت ... بعضي ها رو بايد چندبار خوند تا معنيشونو بفهميم ... و بعضي ها رو بايد نخونده دور انداخت
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1386ساعت 13:11  توسط آیدا
|
زاغکي روي درخت نشسته بود و چيز برگر مي خورد. روبهي آمد و گفت: ايول چه بالي، چه دمي، عجب تيريپ خفن سياهي، مشکي رنگ عشفه، يه آواز بخون حال کنيم. زاغکه ساندويچشو ميزنه زير بغلش و مي گه: برو داداش، من خودم کلاس پنجمم
__________________
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1386ساعت 13:10  توسط آیدا
|
دعاي يك زن موفق: خدايا، از تو خردمندي ميخواهم تا همسرم را درك كنم، عشق ميخواهم تا او را ببخشم، بردباري ميخواهم تا شرايطش را بپذيرم، زيرا اگر از تو قدرت بخواهم، او را آنقدر ميزنم تا بميرد
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1386ساعت 13:9  توسط آیدا
|
ويژگي پسرهاي ايراني 1-چشماشون بيشتر از عقلشون كار مي كنه. 2-تا يه دختر خوشگل مي بينن مثل جوجه راه مي افتن دنبالش. 3-چشمك جزو تيك عصبيشونه. 4-اصولا هفته أي 1 بار شكست عشقي مي خورن. 5-اگه يه روز متلك نگن زبونشون ميخ در مياره. 6-دوستت دارم جزو حرفاي روز مرشونه. 7-زبان باز ترين و پاچه خوار ترين موجودات روي زمين. 8-مي خوان دختره فقط ماله خودشون باشه و خودشون ماله همه !!!!!!!!!!
__________________
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1386ساعت 13:8  توسط آیدا
|
دستهایی که در حال خدمتند مقدس تر از لبهایی هستند که دعا میخواننداگر زندگی را برای یکدیگر زیبا نسازیم پس برای چه زنده ایم؟
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1386ساعت 11:20  توسط آیدا
|
من شکوفایی گلهای امیدم را در رویاها می بینم
و ندایی که به من میگوید:
دل قوی دار
سحر نزدیک است
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1386ساعت 11:20  توسط آیدا
|
معجزه ٬تولد عشق ٬اسمتو من چی بذارم
گفتن از تو کار من نیس من که سر در نمیارم
میتونم فقط با چشمام با چشای سرخ و خیسم
تا زمونی که بتونم واسه تو بنویسم
تو که هفت تا آسمونی ولی آسمون به همرات
هرچی مهتابو ستاره س ٬همه قربونی چشمات
تا بری همه می دونن اینجاها بارون می گیره
برسی اونجا می بینی٬هرچی ابره داره میره
اما جز صبرو تحمل مثل اینکه چاره ای نیست
دل میگه نرو ولیکن٬اون که اینجا کاره ای نیست
مهم اینه که ببارم ٬مث هامون ٬مث کارون
مهم اینه که بدونی من دوست دارم فراوون
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1386ساعت 11:20  توسط آیدا
|
دوست دارم خیلی کمه خیلی بهت نیاز دارم
قلبمو با هرچی توشه واست تو نامت میذارم
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1386ساعت 18:20  توسط آیدا
|
به ترکه میگن نظرت در مورد بند گردنی موبایل چیه؟میگه:خوبه فقط موقع شارژ یه دو ساعتی آدمو از کار و زندگی میندازه!!!!
وقتی شهید ابراهیم همت شهید شد به ترکه گفتن :برو به خانوادش خبر بده ولی طوری بگو که شوکه نشن . ترکه هم میره خونه شهید همت در میزنه میگن کیه ؟ترکه میگه :ببخشید منزل شهید همت؟!!!
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1386ساعت 18:20  توسط آیدا
|
آنقدر شکست خوردم تا راه شکست دادن را آموختم. ناپلئون
در عالم دو چیز بالاتر است:آسمانی پر ستاره و وجدانی آسوده. کانت
هیچ آدمی را ندیده ام که ولو نادان نتوانسته باشم از او چیزی بیاموزم. گالیله
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1386ساعت 16:20  توسط آیدا
|
بهترین بزرگواری این است که به کسی از بالا نگاه نکنی مگر اینکه بخواهی از زمین بلندش کنی
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1386ساعت 16:20  توسط آیدا
|
فرشته ای از سنگ سوال کرد:چرا مانند خاک از خدا نمیخواهی که از تو انسان بسازد؟سنگ تبسمی کرد و گفت:هنوز آنقدر سخت نشده ام که مستحق چنین خواسته ای باشم...
به نظرت یعنی چی؟
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1386ساعت 16:20  توسط آیدا
|
در تنها بودن است که عشق متولد میشود تنها بودن بارانی است که گل عشق را می رویاند
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1386ساعت 16:20  توسط آیدا
|
دلم را به ضریح عشقت گره میزنم و دستانم را مانند درختی که در انتظار باران دست به سوی آسمان بلند کرده است به سویت دراز میکنم.ناقوس کلیسای سرزمین عشق را سه بار به نیت تو مینوازم ...دنگ...دنگ ...دنگ
تو آن رودی که تا به ابدیت عشق جریان داری
کاش میدانستی شکوه چشمانت را و معصومیت لبخندت را به وسعت زندگی دوست دارم.
به نام عشق
خط میکشم به روی هر چیزی که به جز تو چیزی بگوید
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1386ساعت 15:49  توسط آیدا
|
این چه عشقی است که در دل دارم
می گریزی ز من و در طلبت
من از این عشق چه حاصل دارم
بی سبب کوشش باطل دارم
باز لبهای عطش کرده ی من
عشق سوزان تورا می جوید
می تپد قلبم و با هر تپشی
قصه ی عشق تو را میگوید
بخت اگر از تو جدایم کرده
می گشایم گره از بخت چه باک
ترسم این عشق سرانجام مرا
بکشد تا به سراپرده ی خاک
اگه گفتی این شعر از کیه؟
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1386ساعت 15:49  توسط آیدا
|
دریا قاتلی است که هیچگاه مجازات نمیشود و ساحل شاهدی که هیچگاه شهادت نمیدهد
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1386ساعت 13:27  توسط آیدا
|
هرگاه به مشکل بزرگی برخوردی هرگز نگو خدایا من مشکل بزرگی دارم بلکه بگو ای مشکل من خدای بزرگی دارم.
+
نوشته شده در پنجشنبه بیستم اردیبهشت 1386ساعت 7:45  توسط آیدا
|
دوتا جوجه عاشق هم بودن و همش با هم بودن اما وقتی بزرگ شدن دوتا شون خروس شدن
نتیجه اخلاقی:تا وقتی جوجه ای عاشق نشو!
+
نوشته شده در چهارشنبه نوزدهم اردیبهشت 1386ساعت 9:22  توسط آیدا
|
خداوندا تو میدانی که انسان بودن و ماندن چه دشوار است
چه زجری میکشد آنکس که انسان است و از احساس سرشار است
+
نوشته شده در چهارشنبه نوزدهم اردیبهشت 1386ساعت 9:16  توسط آیدا
|
خدایا تو را به پاکی دریاهای همیشه آبی عشق قسم میدهم
و به آواز عاشقانه چکاوکها
نگذار...
نگذار آنقدر بزرگ شوم که معصومیت نگاهم پرپر شود
نگذار آنقدر دنیای بزرگترها مرا در خود غرق کند که هیچ لبخندی مرا به یاد زندگی نیندازد
و نگذار آنقدر مشکلات از من دور شوند که تو را فراموش کنم
و میدانم چقدر ناسپاسم
خدایا قلب کودکانه ام را از من نگیر
+
نوشته شده در سه شنبه هجدهم اردیبهشت 1386ساعت 20:26  توسط آیدا
|
اگه اس ام اس جدید داری برام بذار
+
نوشته شده در سه شنبه هجدهم اردیبهشت 1386ساعت 16:23  توسط آیدا
|
یه روز ترکه میخوره زمین میخواد سه نشه تا خونه سینه خیز میره
یه روز سوسکه میخواسته خود کشی کنه میره کنار دمپایی میخوابه
+
نوشته شده در سه شنبه هجدهم اردیبهشت 1386ساعت 16:21  توسط آیدا
|
سلام
اس ام اس جدید:
1_تاحالاقورباغه پرس شده لای نایلون دیدی؟ندیدی؟پس یه نگاهی به گواهینامت بنداز.
2_تو آسمون قلبم بهت گفتم ستاره بهصدتا اینو گفتم تو هم یکیش بیچاره
3_میدونی فرق تو با کفش چیه؟اون لنگه داره ولی تو نداری
3_بی تو مهتاب شبی باز ازآن کوچه گذشتم فکر نکن یاد تو بودم کار نداشتم ول میگشتم
+
نوشته شده در سه شنبه هجدهم اردیبهشت 1386ساعت 16:11  توسط آیدا
|