تبليغاتX
بیا تو ...قشنگه
یه عالمه مطلب جالب
 

دلم گرفته اي خدا دنيا برام يه زندونه ببين تو اين دنياي تو کسي با من نمي مونه مي خوام بگم خسته شدم از اين همه غريبه ها چرا نمي شه من بيام پيشه تو اي خدا خدا به من مي گفت دوستم داره اما حالا مي گه برو ديگه حالا تنها شدم دلم گرفته اي خدا کاشکي مي شد بهت بگم که من چقدر دوستش دارم اما نمي دونم چرا اون ديگه دوستم نداره مي گه که من دوست دارم اين کارا واسه خودته نمي خوام اين محبت که با يه دنيا غم باشه ديشب تا صبح زار مي زدم چرا که اين طوري شده

 

 

 

در امتداد حادثه خسته به بن بست رسيدم بذار جوونم برات بگه که چي ديدم چي نديدم اين قصه وترانه نيست کابوس کودکانه نيست رنگ ورياي آدمها حقيقت افسانه نيست پوشاليه وجودشون حقيقت دروغشون حتي خدام گول ميخوره از ظاهر سجودشون واژه ي عشق وعاطفه نقش تو قصه ها شده شکستن دل رفيق دفع قضا بلا شده

 

آدمک آخردنياست بخند/آدمک مرگ همينجاست بخند/دست خطي که تورا عاشق کرد/شوخي کاغذي ماست بخند/آدمک خر نشوي گريه کني /کل دنيا سراب است بخند/آن خدايي که بزرگش خواندي/بخدا مثل تو تنهاست بخند

دعای خانم ها : خدايا به من عشق بده تا همسرم را دوست بدارم ؛ صبر بده تا تحملش کنم ؛ اما قدرت نده که می زنم لهش می کنم

 

روي سنگ قبر من بنويسيد؛ خسته بود اهل زمين نبود نمازش شکسته بود بر سنگ قبر من بنويسيد؛ شيشه بود تنها از اين نظر که سراپا شکسته بود بر سنگ قبر من بنويسيد؛ که پاک بود چشمان او که دائما از اشک شسته بود بر سنگ قبر من بنويسيد؛ اين درخت عمري براي هر تير وتيشه،دسته بود بر سنگ قبر من بنويسيد؛ عمري پشت دري که باز نمي شد نشسته بود

 

یه روز وقتی از کنار مرداب رد می شدم وقتی به گل نیلوفر نگاه کردم ترس سرتاپای وجودم را فرا گرفت که شاید منم یه روز مثل گل نیلوفر تنها بشم و سریع از مرداب دور شدم . حالا که مرداب شده ام دنبال یک گل نیلوفر میگردم که از تنهایی نمیرم . گل نیلوفر مغرور نبود اون خودشو وقف مرداب کرده بود .

 

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه دهم تیر 1386ساعت 17:17  توسط  آیدا  | 

ای عشق مدد کن که به سامان برسیم چون مزرعه تشنه به باران برسیم یا من برسم به یار و یا یار به من یا هردو بمیریم و به پایان برسیم .

 

 

یادت باشه ... یادت باشه ... !!! و بالاخره یادت باشه ... !!! دل تخته سیاه نیست که هر کی اومد روش بنویسه و هر کس هم رفت بشه اسمشو پاک کرد !!!!

 

 

عشق شادیست عشق آزادیست عشق آغاز آدمیزادیست ... !!!!

 

 

زرد است که لبریز حقایق شده است درد است که با زرد موافق شده است عاشق نشدی وگرنه می فهمیدی پاییز ، بهاری ست که عاشق شده است .

 

 

سلام بر خوبی ها !  بازار محبت تنها بازاریست که فروشنده و خریدار به یک اندازه سود می برند .

 

 

تو بارانی و من باران پرستم تو دریایی من امواج تو هستم اگر روزی بپرسی باز گویم : تو من هستی و من نقش تو هستم .

+ نوشته شده در  شنبه نهم تیر 1386ساعت 20:7  توسط  آیدا  |